مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش ر

مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
دیدگاه ها (۱)

پس از آن غروب رفتن. . .اولین طلوع من باش. . .

برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ ! برو با بی کسی های...

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که سا...

عشق. . .

چشمان تو همان کافه دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد

وای این و آقا محمد تو تیک گذاشته😂🤌یک پیجه دو ساعت داشتم باها...

مامانم میگفت دیشب تو خواب حرف میزدم🤔همش میگفتم شیطان شیطان ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط