نشستم تا نویـــسم شعر مادر کنم طــــــرح غزل یا مثنوی سر قلــم گفتــــــا قســم بر کردگارم تــــــوان وصف مــــــــادر را ندارم که مادر سایهء از ذوالجلال است زبانم در بیانش گنگ و لال است