قلب مرا دلـــخوش فردا نکن

قلب مرا دلـــخوش فردا نکن
حال مرا بد تر از این ها نکن

داد نزن،ترس به جــانم نریز
با دل من این همه دعوا نکن

گمــشده ام در غزل شرم تو
روی مرا با غزلــت وا نکن

ذل نبر از سنگ که آئینه ای
می شکنی !فاجعه بر پا نکن

بیش تر از این به نگاهت نناز
بــا نــگهت حــل معــما نکن

دل دل دریــای مرا پس نزن
مــوج مرا راهی دریــا نکن

ساحل من ساکتی و ساده ای
عشق مرا پهنه ی غوغا نکن

شعر شدم بــر دل هــر پنجره
بر دل این پنجره ها ،ها نکن
دیدگاه ها (۳)

تصمیم گرفتم به سادگی همیشه شاد باشم؛ولی!!!نمی تونم؛؛یا ،میت...

آسودگی آدمی به گنج و دینار نیست، به خرد است و روشن بینی.

چه سخت می گذرد این روزگار سخت ... وقتی که سخت می شکند این بغ...

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم،ولی...

این جمعه هم گذشت و تو اما نیامدیپایان سبز قصه دنیا نیامدیمان...

کلبه چوبي منهمه راز من استکلبه چوبي منهمه احساس من استهمه حس...

من به دیدار تو هر بار سماجت کردم به هوا خواهی چشمان تو عاد...

تو...بیاتنها تو ...بیاحلقه بزن به در خانه ت...

شاعر شده ام ، راز نگهدار تو باشمصندوقچه ی محرم ِ اسرار تو با...

شاعر شده ام راز نگهدار تو باشمصندوقچه ی محرم ِ اسرار تو باشم...

شاعر شده ام ، راز نگهدار تو باشمصندوقچه ی محرم ِ اسرار تو با...

شاعر شده ام ، راز نگهدار تو باشمصندوقچه ی محرم ِ اسرار تو با...

تو هم شبیه منی، ناگزیری و ناچارکه درد می کشی از روزهای بالاج...

تو نباشی غم چشمان ترم را چه کنمبه سر جسم تو درد کمرم را چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط