گفته بودم که غمت مالِ من است

گفته بودم که غمت مالِ من است
جفت چشمانِ تو اموالِ من است

گفته بودم بخدا می برمت...
بی تو رفتن غمِ امسالِ من است

این زمستان که به من تلخ شده
سوزِ مرگی ست که در شالِ من است

بعدِ رفتن همگی دور شدند...
جز همین سایه که دنبالِ من است

من که دیگر ورقم رو شده و...
شاهِ بی عاطفه تک خالِ من است

شوقِ پرواز و سفر حالِ تو و...
بغض و ماتم زدگی حالِ من است
دیدگاه ها (۱)

ﻧﻪ ﻭﺻﻠﺖ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺍﯼ ﮔﻞ ﻧﻪ ﻫﺠﺮﺍﻧﺖﮐﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺳﻮﺧﺖ...

شمع باشی یا نباشی من همان پروانه امتو سر عقل آمدی من همچنان ...

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش...

عشق را از حاشیه تا متن معنایش توییعمر اگر یاری کند امروز ، ف...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط