پارت اول :
پارت اول :
رمان رویای عشق در بازی خبیث
.
.
سلام من جنی کیم هستم ۲۰ سالمه من یه دوست صمیمی دارم به اسم لیسا مانوبان که ۱۹ سالشه ما از بچگی باهم بزرگ شدیم .
( لیسا)امروز ترم دوم دانشگاه مون شروع میشه
(جنی) آماده ای بریم بترکونیم نمراتمون رو
وارد کلاس شدیم همه ی نگاه ها سمت ما بود ما چهره های زیبایی داشتیم که مثل الماس میدرخشیدن🤍💕
استاد وارد کلاس شد و شروع کرد به درس دادن وقتی درس تموم شد وسایلمون رو جمع کردیم و راه افتادیم تا بریم سمت خونه توی راه چشمون به یه رمان عاشقانه که شخصیت های مردش
خیلی جذاب بودن کتاب توجه مارو به خودش جلب کرد ما خریدیمش
ساعت نه رسیدیم خونه
(لیسا) من میرم دوش میگرم
(جنی) منم غذا درست میکنم
خب کارا تموم شد ساعت یازده شده بیا بریم کتاب رو بخونیم شروع کردیم به کتاب خواندن تا ساعت سه بیدار موندیم و کتاب رو تموم کردیم (جنی)خیلی خسته شدیم بیا بخوابیم
(لیسا) باشه
رفتیم خوابیدیم صبح شد وارد کتاب شده بودیم .....
ادامش رو بنویسم
رمان رویای عشق در بازی خبیث
.
.
سلام من جنی کیم هستم ۲۰ سالمه من یه دوست صمیمی دارم به اسم لیسا مانوبان که ۱۹ سالشه ما از بچگی باهم بزرگ شدیم .
( لیسا)امروز ترم دوم دانشگاه مون شروع میشه
(جنی) آماده ای بریم بترکونیم نمراتمون رو
وارد کلاس شدیم همه ی نگاه ها سمت ما بود ما چهره های زیبایی داشتیم که مثل الماس میدرخشیدن🤍💕
استاد وارد کلاس شد و شروع کرد به درس دادن وقتی درس تموم شد وسایلمون رو جمع کردیم و راه افتادیم تا بریم سمت خونه توی راه چشمون به یه رمان عاشقانه که شخصیت های مردش
خیلی جذاب بودن کتاب توجه مارو به خودش جلب کرد ما خریدیمش
ساعت نه رسیدیم خونه
(لیسا) من میرم دوش میگرم
(جنی) منم غذا درست میکنم
خب کارا تموم شد ساعت یازده شده بیا بریم کتاب رو بخونیم شروع کردیم به کتاب خواندن تا ساعت سه بیدار موندیم و کتاب رو تموم کردیم (جنی)خیلی خسته شدیم بیا بخوابیم
(لیسا) باشه
رفتیم خوابیدیم صبح شد وارد کتاب شده بودیم .....
ادامش رو بنویسم
- ۳۵۰
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط