تاریکی ام شبیه شبی که سحر نداشت

تاریکی ام شبیه شبی که سحر نداشت
تنهایی ام شبیه کبوتری که پر نداشت
تلخم شبیه دورترین قهوه خانه ای
که بر لبان قهوه چی اش هم شکر نداشت
دیدگاه ها (۱)

و عشقِ تو به من آموختغمِ غُربت ،دو چندان می‌‌شود بدون تو...

گفتی اگر دانی مراآیی و بستانی مراای هیچگاه ناکجا !گو کی، کجا...

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود روز و شب در طلب و هر لحظ...

صد مجنونیکی را نکرد لیلالیلا ییصد مجنون افرید

❀ ایـن ها حَـرف‌هـایِ دِلِ مَـنـه... داسـتانی کِـه مَـن اَز ...

جنگ هفت لشگر گرفتار شدن خاقان چین بدست رستم اثر استاد حسن_چل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط