یک بلیط

یک بلیط
باز یک حال عجیب
پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود
رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض
پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض
باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود
در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا می گیرد
گویی انگار مشرف شده ام
به خودم می آیم
چند روزی به سفر هست هنوز…
چند روزی مهمون آقا امام رضاییم،التماس دعا همگی
دیدگاه ها (۵)

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

سناریو: ماه سرخ

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

Covenant of Blood and Silk

PT/1 ات یه چند وقتی بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط