حلالم کن که امشب می روم از پیشت ای یار

حلالم کن که امشب می روم از پیشت ای یار
حلالم کن به حقّ لحظه های ناب دیدار

حلالم کن که قلبت را شکستم ناخودآگاه
و یا در خاطرت گاهی، شدی از من دل آزار

حلالم کن اگر چشمان دریا شد مه آلود
و من در اوج چشمانت شدم از عشق سرشار

حلالش کن دل دردآشنایم را، گر از درد
شبی بی تو به آغوش کمانی شد گرفتار

حلالم کن اگر بردم دلت را با خودم باز
و شبهایی که پای عشق تو دل رفت بر دار

هِلال ماه تو می شد مرا بستر به شبها
حلالم کن که دیگر رفته ام از پیشت ای یار ..

دیدگاه ها (۶)

تقصیــــــــر هیــــچ کــــس نیــســـتبـــه نام “عشـــــــق”...

ﺩﻟــــــــﻢ ﻫــــﻮﺱ ﯾـــــﮏ ﺩﻭﺳـــﺖ ﮐـــــــــــﺮﺩﻩ ...ﯾــــ...

با دل خود گفتم....ای دل تنها در این بازار نامردی...به دنبال ...

ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ!!!!ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﯾﺪﻡﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻐ...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

دیدار آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط