‏قایق کوچک ‏تنهایی من 

‏قایق کوچک ‏تنهایی من 
‏صبر کن ‏حادثه ها می گذرند 
‏شب فرو میریزد 
‏پشت آن موج بلند 
‏سحری نزدیک است …
دیدگاه ها (۱)

خدایا ….خود را دارا ترین فرد جهان میدانم زیراتو تمام داشته ی...

سگی نزد شیر آمد و گفت : با من کشتی بگیر! شیر سر باز زد .سگ گ...

روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل...

روزی پدری هنگام مرگ فرزندش را فراخواند و گفت فرزندم تو را چه...

پارت ۱۸چند هفته گذشت.من و جونگکوک به هم نزدیک‌تر شدیم.اما هن...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۴. معماریِ صبرخالقِ زم...

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۴. معماریِ صبرخالقِ زم...

بسم الله الرحمن الرحیم تنهایی بیکرانگی است :تو هر کاری برای ...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

قایقی خواهم ساخت ..

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت هفتم: طنینِ اعتراف...

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط