دراکو: تو دراکو رو هی اذیت میکردی و میرفتی رو مخش که یهو
دراکو: تو دراکو رو هی اذیت میکردی و میرفتی رو مخش که یهو عصبانی شد و دستشو رو پات گذاشت جوری که دردت بگیرهو گفت: هنوز واسه معذرت خواهی روده تو خوابگاه میبینمت
تام: تام داشت کار انجام میداد که تو هی کرم ریختی برگشت با عصبانیت نگات کرد و تو باز ادامه دادی و بعد دستتو محکم میگیره و پرتت میکنه رو پاش و در گوشت میکنه: نظرت چیه همینجا بشینی و تکون نخوری بیب...
لورنزو: لورنزو داشت با بچه های اسلیترین تو خوابگاه حرف میزد و تو هی انگولکش کردی و اونم دستتو گرفت و در گوشت گفت: کاری نکن نزارم تا صبح بخوابی
متیو: تو و متیو سر جلسه ی مرگخوارا بودین که تو هی دست و پای متیو رو لقت میکردی بعد متیو دستشو رو پات فشار داد و اومد و جلو و گفت: تو که دوست نداری تا یک ماه لنگ بزنی داری؟
ریگولوس: ریگولوس داشت برای کوییدیچ آماده میشد و لباس هاشو میپوشید و دیرش هم شده بود و تو هی نمیزاشتی بره تو رو چسبوند به دیوار ریگولوس: الان دیرم شده بعد مسابقه حسابتو میرسم...
__________________________________
ایندفعه کیا باشن؟؟؟؟؟؟
تام: تام داشت کار انجام میداد که تو هی کرم ریختی برگشت با عصبانیت نگات کرد و تو باز ادامه دادی و بعد دستتو محکم میگیره و پرتت میکنه رو پاش و در گوشت میکنه: نظرت چیه همینجا بشینی و تکون نخوری بیب...
لورنزو: لورنزو داشت با بچه های اسلیترین تو خوابگاه حرف میزد و تو هی انگولکش کردی و اونم دستتو گرفت و در گوشت گفت: کاری نکن نزارم تا صبح بخوابی
متیو: تو و متیو سر جلسه ی مرگخوارا بودین که تو هی دست و پای متیو رو لقت میکردی بعد متیو دستشو رو پات فشار داد و اومد و جلو و گفت: تو که دوست نداری تا یک ماه لنگ بزنی داری؟
ریگولوس: ریگولوس داشت برای کوییدیچ آماده میشد و لباس هاشو میپوشید و دیرش هم شده بود و تو هی نمیزاشتی بره تو رو چسبوند به دیوار ریگولوس: الان دیرم شده بعد مسابقه حسابتو میرسم...
__________________________________
ایندفعه کیا باشن؟؟؟؟؟؟
- ۱۴.۰k
- ۱۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط