دیشب با خدا دعوایم شد؛ با هم قهر کردیم …

دیشب با خدا دعوایم شد؛ با هم قهر کردیم …

فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.

رفتم گوشه ای نشستم.

چند قطره اشک ریختم و خوابم برد.

صبح که بیدار شدم، مادرم گفت:

" نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد."…
دیدگاه ها (۴)

عشق یعنی اینکه به خاطرش همه حسادتها رو تحمل کنی زخم زبون بش...

وقتی یه زن برای یه مرد اشک بریزه یعنی خیلی عاشقشه... اما وق...

میبینی عشـــقِ مــــن!؟ میخواهند ما را از هم جــــدا کنند ...

خوابم نمی بره دلواپس توام با این که بی کسم تنها...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

خاطرات ایمیلیا

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو لوناوقتی اون حرفو زد یجوری شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط