گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم
گفت نبض ضربانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش تشنه ی عشق تو شدم رحمی کن
گفت عشقی ؛ هیجانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش ماه شدی راه شدی در دل من
گفت با من تو نمانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش آتش عشقت به دلم دامن زد
گفت خود آتش جانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش گر تو نباشی ز غمت میمیرم
گفت جانی و جهانی تو بگو من چکنم؟
دیدگاه ها (۲)

بس که از جانب لبهای تو تحریم شدم هر چه گفتی تو، پذیرفتم و تس...

زمان کمک می کند به رنجهایت عادت کنی،زمان کمک می کند صبور باش...

پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی...

قصه ام با تو همین است ز خود بی خبرمنه شبم هست و نه روز و نه ...

عاشقانه

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

ویو ات] من خدمت کار خونش بودم اون یه دوست دختر. داشت که بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط