رمان ماشین زمان ١

رمان ماشین زمان ١

آئویی ‌: یاشیرو کجایی؟

یاشیرو :اینجام.

آئویی :آهان دیدمت!

آئویی : وای چقدر خوب ساکورا تو هم

اینجایی؟

ساکورا : راستش بخاطر یاشیرو اومدم.

آئویی :نزن تو ذوقمون دیگه!

یاشیرو : بچه ها هاناکو و کو دارن میان!

آئویی : وای چقدر خوب عالیه.

ساکورا ‌: خب پس بریم خرید تا پسرا

نیومدن.

یاشیرو : آره فکر خوبیه.

آئویی : پس بریم!

یاشیرو : خب بچه‌ها چون ما الان

خونمون از مقازه ها دوره از این جنگل

میریم؛ خب بچه ها بیان، وای! یک دَر

این دیگه چیه؟

آئویی : شاید قبلا اینجا یک خونه بوده.

ساکورا : آئویی راست میگه شاید اینجا

یک خونه بود.

یاشیرو : خب من این در رو باز کنم

وای بچه‌ها چه بادی داره میاد وای نه!!!

ساکورا : یاشیرو!

آئویی : ساکورا کمکم کن ساکورا نه!!!

ساکورا : آئویی وای وای من باید برم

نجاتشون بدم.

هاناکو : کو چطورم؟

کو : خوبی فقط کرواتت کجه.

هاناکو : خب درستش کن.

کو : باشه برات درستش میکنم.

هاناکو : خب در میزنم تق تق تق

چرا در رو باز نکردن؟ دخترا ما اومدیم

میشه در رو باز کنی دخترا وای نکنه

فهمیدن من میخوام به یاشیرو پیشنهاد

ازدواج بدم!؟

کو : نمیدونم.

ساکورا : وای!!!

هاناکو : چی این صدای ساکورا بود

کو : دخترا ما اومدیم نجاتتون بدیم.

ساکورا : دخترا حالتون خوبه؟

آئویی : آره خوبیم.

هاناکو : صداشون از اینجا اومد.

هاناکو : دخترا ما اومدیم نجاتتون بدیم

یاشیرو : چی این صدای هاناکو بود

هاناکو نترس حالمون خوبه!

هاناکو : عزیزم الان نجاتت میدم!

کو : بله عزیزم؟

یاشیرو : باشه عزیزم یعنی باشه!

آئویی : عزیزم!؟

ساکورا : عزیزم!؟

یاشیرو : بابا پسرا نیاین ها

هاناکو : گفت چی؟

کو : گفت بیان پایین.

هاناکو : باشه اومدیم!!!

یاشیرو : نه گفتم نیان!

ساکورا : حالا چیکار کنیم؟

کو : بابا اشکالی نداره من جن گیرم

جن میگیرم اگه هم لازم باشه هاناکو هم

میگیرم فهمیدی؟

یاشیرو : خفه این دیگه چه حرفیه؟

کو : باشه دیگه همین طوری گفتم.

هاناکو : چی سوکاسا زنگ میزنه الو

داداش ما گیر افتادیم آره میتونی

نجاتمون بدی آره برات لوکیشن

میفرستم باشه.

هاناکو : بچه‌ها سوکاسا گفت نجاتمون

میده!

یاشیرو : آخ جون از این جهنم نجات پیدا

میکنیم!

٢ روز بعد

یاشیرو : پس می میاد این پسره؟

ساکورا : سوکاسا!

یاشیرو : آره سوکاسا منظورم بود.

سوکاسا : کسی از من حرف می‌زد؟

هاناکو : بلاخره اومدی؟

سوکاسا : داستان طولانیه 🤭😂

هاناکو : یاشیرو من خواستم یک چیزی

بهت بگم با من ازدواج میکنی؟

یاشیرو : بله!!!

پایان داستان برای پارت ٢ آماده باشید

فالو هم یادت نره!
دیدگاه ها (۰)

از مسی متنفرم اما آهنگ این فیلم رو هم دوست دارم و هم دارمش💕

وقتی دوستت داشت ولی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط