ویو آت

ویو آت
دستشو از رو دهنم کشیدم کنار
+باشه حالا...چرا انقدر ازش ترسیدی
-فرار نکردی.
با لحن تمسخر آمیزی جواب دادم
+هوف همه ممکنه اشتباه کنن
خندید
-چرا نکنه عاشقم شدی؟

این مرتیکه چی می‌گفت؟
+راستش اندازه تمام سلول های بندت...
-خبب؟
+ازت متنفرم کوکو
خیلی عصبی شد و با داد حرفمو قطع کرد
-دیگه منو با اون لقب فاکی صدا نکن ات فهمیدی
+فقط شوخی کردم
-خیلی خودمونی شدی...هنوزم بردمی
چشم غره ای رفتم و با حرص جواب دادم
+لازم به یادآوری نیست خودم می‌دونم
-پس حدتو بشناس..
با حالت ادا شده گفتم
+چشم ارباببب
-جئون قرارع فردا بیاد..لباس داری؟
+دارم
-دعا کن ازت خوشش بیاد ات
با خوشحالی نگاش کردم
+یعنی اگه نیاد دیگه زنت نیستم؟
-اون موقع میشی خدمتکار شخصیه زن بعدیم
+بدتر شد که..
...........

ویو ا.ت
لباسمو برداشتم یه آرایش ملیح کردم ولی یه چیزی کم بود،بال هام..لعنت بهت جونگکوک با بغض تو آینه به خودم نگاه کردم..تا حدودی تونسته بودم رد شلاقارو با کرم‌پودر کاور کنم (عکس لباس ات اسلاید بعد) جونگکوک برعکس همیشه که کت شلوار میپوشید یه شلوار فول بگ و تیشرت لش پوشید
-ات.. بیا اینجا
رفتم پیشش
+هوم؟
دیدگاه ها (۵)

لباس و کفش ات دوستان اندام ات دقیقا همینه و انگار این عکس و ...

https://abzarek.ir/service-p/msg/4208375ناشناسمیتونید اگه خج...

پرنسسام...پیوی بازه بیاید صندلی داغ بازی کنیم...بیاید پیوی و...

مکالمه جونگکوک و جئون- سلام پدر$کوکو ۵ ثانیه دیر جواب داد......

☆راند اخر☆part 13جونگکوک: اگه اذییت شدی بگو ات: نه خوبم جونگ...

اردو پارت ۱۱(ویو بعد فیلم)_ کم کم برو آماده شو هوم (سرش تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط