خدا رو شکر که تو زمان حاضر فعلا جنگی رخ نداده وگرنه وضع پ
خدا رو شکر که تو زمان حاضر فعلا جنگی رخ نداده وگرنه وضع پسرا به شرح زیر بود:
علی برو اون پسره رو کارشو تموم کن
علی:صبر کن دارم ابرو هامو برمیدارم
محسن زود آرپیچی بنداز
محسن:نه نمی تونم آخه اگه باسرعت زیاد برم شلوارم از اینی که هست پایین تر میاد...
رضا این سرباز دشمن همه ی اطلاعاتمونو فهمیده سریع بکشش
رضا:نههههه تو جیبش نگاه کردم عکس یه دختر بود فک کنم خواهرشه شمارمو بهش دادم گفتم به شرطی آزادت میکنم که شمارمو به خواهرت بدی
خدایا بهشون رحم کن از پسرا بیشتر از این انتظار نمیره. ...
علی برو اون پسره رو کارشو تموم کن
علی:صبر کن دارم ابرو هامو برمیدارم
محسن زود آرپیچی بنداز
محسن:نه نمی تونم آخه اگه باسرعت زیاد برم شلوارم از اینی که هست پایین تر میاد...
رضا این سرباز دشمن همه ی اطلاعاتمونو فهمیده سریع بکشش
رضا:نههههه تو جیبش نگاه کردم عکس یه دختر بود فک کنم خواهرشه شمارمو بهش دادم گفتم به شرطی آزادت میکنم که شمارمو به خواهرت بدی
خدایا بهشون رحم کن از پسرا بیشتر از این انتظار نمیره. ...
- ۲.۰k
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط