گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پائی بچراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند گر من سوخته یکدم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه بدر رفت و گر می اینست دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گرانمایه بمعشوقه و می تا از آنم چه بپیش آید ازینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند گر من سوخته یکدم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه بدر رفت و گر می اینست دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گرانمایه بمعشوقه و می تا از آنم چه بپیش آید ازینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
- ۸۷۸
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط