پارت
پارت ۱۳
- *نگاهش را تا چویا دنبال میکنم*
@ زیر دست جدید پیدا کردی
- ظاهراً
@امسال این دومین باره
- میخوای به چی برسی کویو سان؟*لبخند معنا داری میزند*
@ هیچی. فقط خوشحال شدم گرگ خاکستری همیشه تنها مافیا بلاخره تصمیم گرفته دیگه تنها کار نکنه
-* نفسم را کلافه بیرون می دهم و او پوزخند می زند*
@ چیه؟
- من دیگه بچه نیستم که بخوای اینجوری باهام حرف بزنی کویو سان.
@ آره تو دیگه بچه نیستی اما من همچنان همینجوری باهات حرف میزنم.
-*آهی می کشم*میشه بریم سر کارمون؟؟؟ *با این حرفم جدی میشود*
@آره، هدف یه سازمان خارجیه که اخیرا بد جور موی دماغ پرت مافیا شده. رمز ارز تقلبی درست میکنه. رمز ارز هایی که فهمیدن اینکه تقلبیان کار هر کسی نیس بعد با اونا رمز ارز واقعی میخره و از کشور خارج می کنه. این باعث شده خیلی از سهام های ما سقوط کنن. تا الان ضرر خیلی زیادی دیدیم.
- چرا تا حالا باهاشون مذاکره نکردید؟
@تلاش کردیم ولی ظاهراً خیلی از درآمدشون راضیان
- مقرشون کجاس؟ و ما دقیقا باید چی کار کنیم؟
@موری واقعا هیچی بهت نگفته؟
- حتی یه کلمهی لعنتی. فقط گف یه ماموریت دارم برات که کویو بهت میگه
@ البته به هر حال موریه دیگه... مقر توی زیر زمین یکی از ساختمون های منطقه پرت مافیاس
-وایستا. چی؟؟ تو یکی از ساختمون های منطقه خودمون؟؟ *یه نقشه داخلی از مقرشون بهم میده*
@آره منم اولین بار که شنیدم خیلی تعجب کردم. مقرشون درست تو خطرناک ترین نقطس اما در عین حال همون جاییه که هر کسی سخت به فکرش میرسه. همه جا پر نگهبانه و شیفت ها مدام عوض میشن تو و این دو تا بچه باید بی سر و صدا وارد اتاق سرور شون بشید و کل اطلاعات رو از بین ببرید. طبق گفته های نفوذیمون زیر زمین آنتن نمیده پس من و افرادم درست یک ساعت بعد از ورود شما وارد زیر زمین میشیم و قتل عامشون رو شروع می کنیم
-*بقیه حرفش را خودم میگویم* اون موقع احتمالا نگهبان های بیشتری میریزن تو اتاق سرور
@دقیقا
-ولی یه جای کار میلنگه. همچین سازمانی... احتمالا به محض اینکه خبر برسه کسی وارد شده همه ارزها جابهجا میشن.
@خب مشکل همینجاست بازه زمانی جابهجا شدن ازر ها فقط ۱۵ ثانیهس. اگه بخوان این کار رو بکنن ۱۵ ثانیه وقت داری که ارزهای تقلبی رو نابود کنی. در ضمن اگه بخوای با تواناییت هم سرور ها رو نابود کنی... اون دستگاه ها به این راحتی با گرما از بین نمیرن ولی در عین حال به گرما حساسن تا در صورتی که انفجاری رخ داد ارزهای تقلبی فورا منتقل بشن و خب لازم به ذکر نیس که حک کردن اون دست گاه ها قراره سخت باشه
-*در فکر فرو میروم و اطلاعات جدید را دسته بندی میکنم*
+*به چهره متفکر آسوکا خیره می شوم. اصلی ترین کار ماموریت روی دوش اوست. اگر کارش را درست انجام ندهد ماموریت شکست میخورد و احتمالا همه میمیریم اگر هم خودش جان سالم به در ببرد به خاطر به کشتن دادن اعضای مافیا اعدام میشود. فشار زیادی رویش است اما حتی خم به ابرو نمی آورد انگار کاری عادی و روزمره باشد با آن برخورد میکند*
÷*مغزم در گیر حرف های کویو سان است. کار من و دازای در واقع این است که در دست و پا نباشیم و هر کمکی از دستمان بر میآید انجام دهیم. آسوکا سان احتمالا مارافقط برای این آورده که کمی تجربه به دست بیاییم و کار یاد بگیریم. وقتی آسوکا سان دوباره به حرف میاید از افکارم بیرون میایم*
-*آه عمیقی میکشم و می گویم* ده دیقه دیگه راه میافتیم.
- *نگاهش را تا چویا دنبال میکنم*
@ زیر دست جدید پیدا کردی
- ظاهراً
@امسال این دومین باره
- میخوای به چی برسی کویو سان؟*لبخند معنا داری میزند*
@ هیچی. فقط خوشحال شدم گرگ خاکستری همیشه تنها مافیا بلاخره تصمیم گرفته دیگه تنها کار نکنه
-* نفسم را کلافه بیرون می دهم و او پوزخند می زند*
@ چیه؟
- من دیگه بچه نیستم که بخوای اینجوری باهام حرف بزنی کویو سان.
@ آره تو دیگه بچه نیستی اما من همچنان همینجوری باهات حرف میزنم.
-*آهی می کشم*میشه بریم سر کارمون؟؟؟ *با این حرفم جدی میشود*
@آره، هدف یه سازمان خارجیه که اخیرا بد جور موی دماغ پرت مافیا شده. رمز ارز تقلبی درست میکنه. رمز ارز هایی که فهمیدن اینکه تقلبیان کار هر کسی نیس بعد با اونا رمز ارز واقعی میخره و از کشور خارج می کنه. این باعث شده خیلی از سهام های ما سقوط کنن. تا الان ضرر خیلی زیادی دیدیم.
- چرا تا حالا باهاشون مذاکره نکردید؟
@تلاش کردیم ولی ظاهراً خیلی از درآمدشون راضیان
- مقرشون کجاس؟ و ما دقیقا باید چی کار کنیم؟
@موری واقعا هیچی بهت نگفته؟
- حتی یه کلمهی لعنتی. فقط گف یه ماموریت دارم برات که کویو بهت میگه
@ البته به هر حال موریه دیگه... مقر توی زیر زمین یکی از ساختمون های منطقه پرت مافیاس
-وایستا. چی؟؟ تو یکی از ساختمون های منطقه خودمون؟؟ *یه نقشه داخلی از مقرشون بهم میده*
@آره منم اولین بار که شنیدم خیلی تعجب کردم. مقرشون درست تو خطرناک ترین نقطس اما در عین حال همون جاییه که هر کسی سخت به فکرش میرسه. همه جا پر نگهبانه و شیفت ها مدام عوض میشن تو و این دو تا بچه باید بی سر و صدا وارد اتاق سرور شون بشید و کل اطلاعات رو از بین ببرید. طبق گفته های نفوذیمون زیر زمین آنتن نمیده پس من و افرادم درست یک ساعت بعد از ورود شما وارد زیر زمین میشیم و قتل عامشون رو شروع می کنیم
-*بقیه حرفش را خودم میگویم* اون موقع احتمالا نگهبان های بیشتری میریزن تو اتاق سرور
@دقیقا
-ولی یه جای کار میلنگه. همچین سازمانی... احتمالا به محض اینکه خبر برسه کسی وارد شده همه ارزها جابهجا میشن.
@خب مشکل همینجاست بازه زمانی جابهجا شدن ازر ها فقط ۱۵ ثانیهس. اگه بخوان این کار رو بکنن ۱۵ ثانیه وقت داری که ارزهای تقلبی رو نابود کنی. در ضمن اگه بخوای با تواناییت هم سرور ها رو نابود کنی... اون دستگاه ها به این راحتی با گرما از بین نمیرن ولی در عین حال به گرما حساسن تا در صورتی که انفجاری رخ داد ارزهای تقلبی فورا منتقل بشن و خب لازم به ذکر نیس که حک کردن اون دست گاه ها قراره سخت باشه
-*در فکر فرو میروم و اطلاعات جدید را دسته بندی میکنم*
+*به چهره متفکر آسوکا خیره می شوم. اصلی ترین کار ماموریت روی دوش اوست. اگر کارش را درست انجام ندهد ماموریت شکست میخورد و احتمالا همه میمیریم اگر هم خودش جان سالم به در ببرد به خاطر به کشتن دادن اعضای مافیا اعدام میشود. فشار زیادی رویش است اما حتی خم به ابرو نمی آورد انگار کاری عادی و روزمره باشد با آن برخورد میکند*
÷*مغزم در گیر حرف های کویو سان است. کار من و دازای در واقع این است که در دست و پا نباشیم و هر کمکی از دستمان بر میآید انجام دهیم. آسوکا سان احتمالا مارافقط برای این آورده که کمی تجربه به دست بیاییم و کار یاد بگیریم. وقتی آسوکا سان دوباره به حرف میاید از افکارم بیرون میایم*
-*آه عمیقی میکشم و می گویم* ده دیقه دیگه راه میافتیم.
- ۱۰۸
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط