حلالم کن اگر احساس پاکت را لرزاندم

حلالم کن اگر احساس پاکت را لرزاندم
تو رفتی نازنین من زیر باران بی پناه ماندم
حلالم کن اگر هر شب به پایت شعر میریختم
تو رفتی پشت ابر ها و من بی تو تنها ماندم
خیالت زیر باران کوچه ها را پرسه زد با مهر
چنان رعدی به پا کردی من در آتش جا ماندم
دیدگاه ها (۵)

میان سیاهی دل شاه سفید بودیهمیشه کیش ... منمات ... رخ تو هم...

تمام شعرهایم در سکوتیدیوانه وار الزایمر گرفته اندفقطگاهی تور...

تو چه کردی که هنوزهر شب احوالِ من از حالِ شب اندوه تر استتو ...

مامان برایت جز غم و غصه چه دارمدنیا مرا بد می زند طاقت ندارم...

پارت یازدهم:با رئیس درست صحبت کن هوکاگه سوم: کاکاشی آروم باش...

هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط