پارت ۴

پارت ۴
ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه ی صبح_تهیونگ:
اجوما جونگکوک رو برده بود حموم و الان جونگکوک رو تخت من خواب بود.منم منتظر دکتر بودم تا بیاد چک کنه ببینه مشکلی براش پیش نیومده باشه.اون واقعا خوشگل بود.همینطور داشتم بهش نگاه میکردم که صدای در از جا پروندم.دکتر وارد شد و بهم گفت:
دکتر:سلام اقای کیم.لطفا بیدارش کنید
اروم رفتم سمت جونگکوک و نشستم پایین تخت و گفتم:
تهیونگ:جونگکوک؟جونگکوکم بیدار شو
و بعد جونگکوک خیلی ناناز از خواب بیدار شد و نشست رو تخت و گفت:
جونگکوک:ته ته چرا بیدارم کردی؟
تهیونگ:فدات شم دکتر باید معاینت کنه
و دکتر شروع کرد به چک کردن و تهیونگ هم دست به سینه داشت نگاهشون میکرد.بعد از معاینه دکتر به تهیونگ گفت که باید بیرون با هم صحبت کنن.
وقتی رفتن بیرون دکتر شروع کرد به توضیح دادن:
دکتر:اقای کیم خوب گوش کنید.اقای جونگکوک یه بیماری ای به نام فرونتوتِمپورال داره که باعث میشه کمی شبیه به بچه ها رفتار کنه.پس طبیعتا کنار اومدن باهاش سخت تر از ادامای عادیِ.بیماری ایشون با چند جلسه درمان خوب میشه و بهتون پیشنهاد میدم تا حالش بدتر‌ نشده بیارینش برای درمان
تهیونگ:بله خیلی ممنون از راهنماییتون
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":جونگکوک هنوز خواب...

پارت ۶ساعت ۲ و ۱۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":حدود ۱ ساعت بود ک...

پارت ۳ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":تو راه جونگکوک محک...

پارت ۲ساعت ۱ و ۵ دقیقه ی شب_تهیونگ:داشتم تو یه محله ی پایین ...

پارت ۴ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه صبح_تهیونگ:با اذیت شدن چشمم توسط نو...

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط