عاشقت گشتم ولی تو عاشقی را خط زدی

عاشقت گشتم ولی تو عاشقی را خط زدی

جملگی از من شدی اما تو من را خط زدی

آسمان چشم تو، آبی دریا هم نداشت

در فراقش پر گشودم، آسمانم خط زدی

خواستم با من بمانی تا که دنیایم شوی

آه ! حتی یک نفس، اما به دنیا خط زدی

باز هم من با تمام بی محلی های تو

شاعر عشقت شدم، تو شاعری را خط زدی

خواستم با خاطراتت زندگی را سر کنم

رفتی و با خط دوری خاطراتم خط زدی....
دیدگاه ها (۱)

تسلیم نخواهم شد، زندگی می کنم برای رویاهایی که منتظرند به دس...

مورد داشتیم استاد در حال درس دادن، گفته:کلیهٔ انسانها توانای...

دوچشمان سیاهش نوش دارد نگاهش عاشقی مدهوش داردبه دل گویم صبور...

دعای قشنگ برای اول صبحخدایاقسم به لحظه ای که دلم را می شکنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط