1000 درد ، 2000 خوشحالی
1000 درد ، 2000 خوشحالی
پارت 10
رفتم وسایل رو چیدم استاد لی اومد
استاد.همگی ساعت 9 بیاید دور آتیش
رفتیم داخل که جیمین گفت
جیمین.اممم نارا و بچه ها میشه ازتون یه خواهش داشته باشم
همه.آره
جیمین.نارا راستیتش از می.....
نارا.از میا خوشت اومده نه
جیمین.آره و ازتون میخوام کمکم کنید
نارا.خب باشه.........میا بیا داخل
میا.بله
نارا.خب ببین یادته گفتی جیمین خیلی بامزست ازش خوشم اومده
یونا.و گفتی ایکاش یه روزی به من اعتراف کنه
میا.وای چرا دارید اینارو میگید پارت
.چون جیمینم از تو خوشش میاد خب یونا جونم ما بریم فرار کنیم تا نمردیم
خلاصه اون دوتا رو تنها گذاشتن ........
میا.منم از سینگلی در اومدم
یونگی.نارا من میرم تو چادر
نارا.باشه .........بچه ها منم میرم یکم دور بزنم
نارا ویو
رفتم دور بزنم که دیدم .......نه نه امکان نداره اون یونگی بود داشت لیا رو می.بو.سید
با گریه رفتم سمت چادر
دیدم همه حتی یونگی هم نشستن اونجا
جین.نارا بیا جرئت و حقی.....نارا چرا گریه میکنی
نارا.یونگی ازت بدم میاد تو یه خیانتکار بیش نیستی ........چیشد تو که میگفتی دوستم داری
یونگی.نارا چیمیگی
نارا.تو داشتی لیا رو میبوسیدی فکر کردی ندیدم.......بیا اینم عکس
جیهوپ.امکان نداره یونگی همینجا بودش
یه دفعه نارا داد زد.من نمیدونم این کیه تو این عکس به خدا یونگی تو باشی میکشمت
یونا.یون..یونگی اون جکسونه
نارا.جکسون کیه ؟؟ بزنم بکشمش
یونگی.اون پسرخاله ی من هست نارا لطفا تمومش کن
نارا.یونگی من فکر کردم تو بودی
یونگی.نه فدات شم بیا بغلم بخواب
نارا.رفتم تو بغلش همه دراز کشیدن
به جز نامجون
∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆
پارت 10
رفتم وسایل رو چیدم استاد لی اومد
استاد.همگی ساعت 9 بیاید دور آتیش
رفتیم داخل که جیمین گفت
جیمین.اممم نارا و بچه ها میشه ازتون یه خواهش داشته باشم
همه.آره
جیمین.نارا راستیتش از می.....
نارا.از میا خوشت اومده نه
جیمین.آره و ازتون میخوام کمکم کنید
نارا.خب باشه.........میا بیا داخل
میا.بله
نارا.خب ببین یادته گفتی جیمین خیلی بامزست ازش خوشم اومده
یونا.و گفتی ایکاش یه روزی به من اعتراف کنه
میا.وای چرا دارید اینارو میگید پارت
.چون جیمینم از تو خوشش میاد خب یونا جونم ما بریم فرار کنیم تا نمردیم
خلاصه اون دوتا رو تنها گذاشتن ........
میا.منم از سینگلی در اومدم
یونگی.نارا من میرم تو چادر
نارا.باشه .........بچه ها منم میرم یکم دور بزنم
نارا ویو
رفتم دور بزنم که دیدم .......نه نه امکان نداره اون یونگی بود داشت لیا رو می.بو.سید
با گریه رفتم سمت چادر
دیدم همه حتی یونگی هم نشستن اونجا
جین.نارا بیا جرئت و حقی.....نارا چرا گریه میکنی
نارا.یونگی ازت بدم میاد تو یه خیانتکار بیش نیستی ........چیشد تو که میگفتی دوستم داری
یونگی.نارا چیمیگی
نارا.تو داشتی لیا رو میبوسیدی فکر کردی ندیدم.......بیا اینم عکس
جیهوپ.امکان نداره یونگی همینجا بودش
یه دفعه نارا داد زد.من نمیدونم این کیه تو این عکس به خدا یونگی تو باشی میکشمت
یونا.یون..یونگی اون جکسونه
نارا.جکسون کیه ؟؟ بزنم بکشمش
یونگی.اون پسرخاله ی من هست نارا لطفا تمومش کن
نارا.یونگی من فکر کردم تو بودی
یونگی.نه فدات شم بیا بغلم بخواب
نارا.رفتم تو بغلش همه دراز کشیدن
به جز نامجون
∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆
- ۲۱۷
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط