پاییز آمدست کــــه خود را ببارمت

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمت
پاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت"

بر باد می دهــم همـه ی بــود خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت

باران بشو ، ببار بــه کاغذ ،سخن بگــو

وقتی که در میان خودم می فشارمت

پایان تو رسیده گل کاغذی من

حتی اگر خاک شوم تا بکارمت

اصرار می کنـــی کـــه مرا زود تر بگو

گاهی چنان سریع که جا می گذارمت

پاییز من ، عزیـــز غــم انگیز برگریـــز

یک روز می رسم و تو را می بهارمت!
دیدگاه ها (۴)

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمتپاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت...

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمت پاییز لفظ دیگر*من دوست دارم...

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمتپاییز لفظ دیگر "من دوست دار...

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمتپاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت...

پاییز آمدست که خود را ببارمت پاییز لفظ دیگر “من دوست دارمت” ...

پاییز آمدست که خود را ببارمت پاییز لفظ دیگر “...

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمتپاییز لفظ دیگر”من دوست دارمت...

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمتپاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت...

پاییز آمدست کــــه خود را ببارمتپاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط