.. از بس میان نامه خود گریه کردم

.. از بس میان نامه خود گریه کردم
آن التماس ها همه نقش بر آب شد
دیدگاه ها (۱)

.چه آشوبی در دلم بر پاستخانه را آب و جارو می‌کنمچای را دم می...

.چشمانم را میبندم و روزی که می آیی را تصور میکنم همه جا پیوس...

جانِ ما در دستِ جانان هست و بسکیست جانان او حسین جان هست و ب...

اگر روزی ب یادت گریه کردم بدان آن روز پیازی رنده کردم🤣

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط