نه زیبایم نه زشت

نه زیبایم نه زشت
نه گدای محبتم نه محتاج نگاهی
من همیشه خودم هستم
و آنچه که هستم راضیم و به آن میبالم
سنگین و مغرور و قانع با یک پیچیدگی ساده
و مقداری بی حوصلگی
و برای تویی که چهره های رنگ شده را میپرستی
نه سیرت آدمی ، وقتی ندارم
راهت را بگیر و برو
حوالی ما توقف ممنوع ......
دیدگاه ها (۰)

می خواهی من را به بی خبری از خودت عادت بدهی ؟ من به بی ...

خداحافظ .... دلم نمی آید ! آخر هنوز رفتنت را باور نکرده ؛ چگ...

در حوالی شب میان خواب و بیداری پرسه می زنم گاه به خواب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط