Forest Vampire

Forest Vampire
Part 25





ویو ا /ت. کلی پرده مه فکر کنم قرمز تیره بود از سقف تا پایین رو دیوارا آویزون بود و کلی چیز که به نظرم یه جور میزه ومد ولی شکل تابدت هم داشت چون تاریک بود خوب نمیتوتستم ببینم چیه تا اینکه جونگ کوک یه مشعل روشن کرد و وقتی دقت کردم کلی تا تابوت تو اتاق بود ترسیدم و چند قدم عقب به سمت در رفتم.....

جونگ کوک. نترس بابا چیزی نیست بیا داخل
ا/ت. (شک داشت ولی اروم رفت داخل و کنار جونگ کوک ایستاد
جونگ کوک. اینجا آرامگاه پدر و برادر هامه
ا/ت. واقعا مگه چند تا برادر داشتی ؟
جونگ کوک. 6 برادر که همشون تدی جنگ با انسان ها کشته شدن پدرم هم همین طور (جونگ کوک یکی لز پرده ها رو کنار کشید و یه تابلو بزرگ که تصور خودش برادراش و پدر و مادرش بود نمایان شد
ا/ت. به عکس نگاه کرد به نظرش ومد که ونا خانواده خوشحالی بودن تا قبل از اینکه توی جنگ کشته بشن
ا/ت. میشه یه سوال بپرسم؟
جونگ کوک. هوم... بپرس
ا/ت. چند سال پیش برادر ها و پدرتو از دست دادی؟
جونگ کوک. 1800سال پیش
ا/ت. اها پس ون موقعه 1000سالت بوده درسته؟
جونگ کوک. اره چطور؟
ا/ت. خوب دیدگاه خیلی از مردم نسب به شما تغییر کرده
جونگ کوک. شما هیچ وقت تغییر نمی‌کنید شما خانواد منو کشتین چون فکر میکردین ما هیولاییم (یکم عصبی
ا/ت. نه باور کن راست میگم الان خیلی با 1800 سال پیش فرق داره الان مردم به شما به چشم هیولا نگاه نمیکنن به نظر مردم شماها موجودات خارق‌العاده ای هستین که توانایی انجام هر کاز رو دارین نظر خیلی از مردم اینه و عده خیلی کمی ون عقاید قدیمی رو دارن
جونگ کوک. فکر نکنم اینا بتونه نظر منو در موردتون تغییر بده
ا/ت. تا حالا دنیای ما رو دیدی؟
جونگ کوک. نه ندیدم
ا/ت. پس زود قضاوت نکن ما حتی یه روز در سال رو به خاطر خون آشاما هیولا ها و هر موجود شگفت انگیز دیگه ای جشن میگیریم اسم ون روز هالووینه
جونگ کوک. خوب که چی؟ با جشن گرفتن میخاین دوباره اعتمادمون رو به دست بیارین که دوباره اذیتمون کنین؟
ا/ت. نه نه ون روز فقط به خاطر شما هاست نه اذیت کردنتون باور کن
جونگ کوک. ( مشکوک به ا/ت نگاه می کرد
ا/ت. یه پیشنهادی برات دارم
جونگ کوک. چی؟
ا/ت. میخایی ببرمت شهر تا خودت ببینی 2 روز دیگه هالووینه و خودت میتونی ببینی که واقعا چع اتفاقی ون روز می افته
جونگ کوک. ههه فکر کردی باهات میام که ون وسط بگی یه خون آشام اینجاست که بقیه بهم حمله کنن همه عین خودت خنگ نیستن بچه (یکم عصبی
ا/ت. نههه من این کار رو هیچ وقت نمیکنم مطمن باش چون حتی اگه بگم هم کسی باور نمیکنه ون روز همه لباس خون آشامی و.... تنشون میکنن و تو فکر من بگن یه خون آشام اینجاست بقیه هم میگن اره ماهم خون آشامیم ما تو ون روز خیلی شبیه شنا میشم باور کن بهت دروغ نمگیم
جونگ کوک. حتی اگه یک درصد هم بخوام بیام آفتاب نمیزاره به خاطر وتم که شده نمیشه بعدم از کحا معلوم فرار نکنی من که حای رو بلد نیستم
ا/ت. این حشن شبا برگزار میشه و تو میتونی همین جوری که الان هستی بیای و هیچ کس هم بهت شک نمیکنه و در مورد خودم من حلیی رو ندارم که برم بهترین دوستامم هم معلوم نیست تا الان زنده موندن یا نه اگه هم بخوام فرار کنم کلی ازم باز جویی میکنن و اخرم به جرم ادم رو بایی و فریب نگهبان های اردوگاه میرم زندان پس همون بهتز مه باهات برگردم همینجا تا بمیرم
جونگ کوک.هومم....... باید فکر کنم نمیتونم همین طوری سریع بگم من تنها شاهزاده و فرمانرواسی اینجام چشم همه مردمم به منه
ا/ت. اهوم باشه ولی فقط 2 روز دیگه تا هالووین مونده
جونگ کوک. باشه......





ادامه دارد......
دیدگاه ها (۵)

Forest VampirePart 26جونگ کوک. خوب...... بیا بریم پایینا/ت. ...

Forest VampirePart 27( اسلاید اول لباس ا/ت)( اسلاید دوم لباس...

Forest VampirePart 24ا/ت. نه اینطور نیست البته برای من نه من...

Forest VampirePart 23ا/ت.کجا قراره بریم؟جونگ کوک. میریم پایی...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

بچها جون کمکککک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط