باز باران بی طراوت کو ترانه

باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه !؟
سوگواریست ، رنگ غصه ، خیسی غم
می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم
یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس
بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لب های خیسش
دیدگاه ها (۱)

باران که می زند ، هـمه چیز تازه می شودحتّی داغِ نبودن ِ تو ....

همیشه نباید حرف زد... گاه باید سکوت کرد حرف دل که گفتنی نی...

تـــــ❤ـــــو”ڪنــــــــــارم باشے..من انقدر میخندم که مبادا...

آغوش من فقط اندازه تو جا دارد… اگر خوب گوش کنی… این ضربان ه...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۰(ویو نیلسو )= ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط