خاطرات نه سر دارند ونه ته...بی هوا می آیند تا خفه ات کنند

خاطرات نه سر دارند ونه ته...بی هوا می آیند تا خفه ات کنند...میرسند گاهی وسط یک فکر...گاهی وسط یک خیابان...سردت میکنند .داغت میکنند...رگ خوابت را بلدند...زمینت میزنند...خاطرات تمام نمیشوند...تمامت میکنند...!!!
دیدگاه ها (۲)

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹³شش ماه از اولین باری که اِت پایش...

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

........//برده ی زیبا//.......

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

PT/۲ ات چشاشو ریز کرد مشکوک و ...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط