سلام .

سلام .
چکاوک .
دست به قلم که شوی .معرکه ای راه میاندازی که ان سرش ناپیدا . گوی تویی که خط عشق میکشی بر دفتر روزگار. خوشا به حالت که با قلم به پیشواز عشق می روی .
خدا نکند که نباشی
دیدگاه ها (۱)

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

پارت دوم:اولین قدمی که کمیل داخل شرکت گذاشت، با موجی از شلوغ...

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁵افسر پرونده‌اش را روی میز گذاشت و ...

.....پارت پنجم.....

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط