ناز تو و نیاز من ای مه دل پذیر من
.
نــاز تـو و نـیاز مـن ، ای مــه دل پـذیـر مـن
دل ز کـفـم ربــودی و بـاز شــدی عزیز مــن
آمـده ام فـدا کـنـم ،روح و تـنــم بپــای تــو
بـرق نـگاهت دلبرا حک شـده در ضمیر مـن
عـشـق ز دام رهـیده ام بـاز بیـا بــه دام دل
یـا بـشـوم اسیـر تــو ، یا بشـوی اســیر مـن
گـر تـو رهـا کنـی مـرا با دل بـی قـرار خـود
روز قـیامـتی شــود ، خانـه ام از نـفیـر مـن
کاش دمـی قـدم نهی ، بر دل بی قـرار مـن
دل به رهت سپرده ام تاکه شدی مسیر من
آمده ام بـه کـــوی تا که شـبم سحــر شـود
شمـع شـب تارم شـوی ،در وادی و کویر من
یخ زده است حال دلـم تا تو شبی نظر کنی
گرم شود با عشوه ات این شب زمهـریر من
بـا نـفس بهـاری ات ، باز بـه دلـم امـید بـده
تـا که فــنا شود دمی، این غـم دامنـگیر من
═══
نــاز تـو و نـیاز مـن ، ای مــه دل پـذیـر مـن
دل ز کـفـم ربــودی و بـاز شــدی عزیز مــن
آمـده ام فـدا کـنـم ،روح و تـنــم بپــای تــو
بـرق نـگاهت دلبرا حک شـده در ضمیر مـن
عـشـق ز دام رهـیده ام بـاز بیـا بــه دام دل
یـا بـشـوم اسیـر تــو ، یا بشـوی اســیر مـن
گـر تـو رهـا کنـی مـرا با دل بـی قـرار خـود
روز قـیامـتی شــود ، خانـه ام از نـفیـر مـن
کاش دمـی قـدم نهی ، بر دل بی قـرار مـن
دل به رهت سپرده ام تاکه شدی مسیر من
آمده ام بـه کـــوی تا که شـبم سحــر شـود
شمـع شـب تارم شـوی ،در وادی و کویر من
یخ زده است حال دلـم تا تو شبی نظر کنی
گرم شود با عشوه ات این شب زمهـریر من
بـا نـفس بهـاری ات ، باز بـه دلـم امـید بـده
تـا که فــنا شود دمی، این غـم دامنـگیر من
═══
- ۵.۷k
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط