دارم امشب بین دل ها رفت و آمد می کنم

دارم امشب بین دل ها رفت و آمد می کنم
گر عبورت را نبینم، عشق را رد می کنم

گر نباشی هیچ و پوچم، صفر، حتی زیرِ صفر
گر بیایی در حضورت، صفر را صد می کنم

از همان روزی که رفتی ریخت اعصابم بهم
با دل بیچاره ام دعوای ممتد میکنم

قصه ات هِی پیش من تجدید خاطر می شود
هرچه خود را گرمِ یک کار مجدد می کنم

با هزار و یک شبِ دیگر به دستورِ جنون
گفته باشم؛ گر نیایی آنچه باید می کنم

آبرویم خرجِ کاری میشود از جنس عشق
وجهه ی خود را به پیش این و آن بد می کنم

عاشقی دیوانه ام، در کوچه های این محل
بین اشک و خنده، خلقی را مردد می کنم
دیدگاه ها (۳)

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "ت...

‌ عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا ...

بگو چگونه بی تو من به آینه سفر کنمچگونه بی حضور تو من از دلم...

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻋﺪﯼ ﺑﺰﻥ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﺳﺮﺷﺎﺭﻡ ﻫﻨﻮﺯﺩﺭ نبودِ ﭼﺸﻢِ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﯿﻤ...

جونگکوک مثل یک شکار محبوس با قدم‌های تند و عصبی طول و عرض ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط