خبری نیست ولی منتظرم که بیاید برسد در بزند سر بچرخاند و ب

خبری نیست ولی منتظرم که بیاید برسد در بزند سر بچرخاند و با بغض بگوید جانم رفتنم را کشتم... #مریم_قهرمانلو
دیدگاه ها (۱)

گفتی زسرت فکر مرا بیرون کن ! جانا ، سرم از فکر تو خالی ست، د...

زمستان است دیگر، دل زمین به برف گرم است دل من به تو❤

عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو

از مجنون پرسیدند وصال را دوست داری یا فراق را ؟ گفت فراق را‌...

﷽#آقاجان🍁روزها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سین...

چرا اکثر آدما از دور قشنگ ان...

هیچ انتظاری کشنده‌تر از ایستادن در راهروهای سرد و بی‌انتهای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط