بی تو این شهربرایم قفسی دلگیر است

بی تو این شهربرایم قفسی دلگیر است
شعرهم بی توبه بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان میفشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود، اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود
دلم ازهرچه وهرکس که بگویی سیر است
سایه ای مانده زمن بی توکه درآینه هم
طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری واین خوب ترین تعبیر است
کاش میبودی وبا چشم خودت می دیدی
که چگونه نفسم باغم تو درگیر است
تارهای نفسم رابه زمان میبافم
که تو شاید‌‌ برسی حیف که بی تاثیر است....
دیدگاه ها (۳)

نه عشق متوقف میشودنه آب رودخانه.در جان و تن تا کناره های ساح...

مرا دیوانه کن با ناز چشمتکه دلتنگم برای ساز چشمتچه سازم من ز...

طرّه چون تاب دهی حلقه ی دارِ سحر استچون که افشان  بکنی از تو...

دلم گرفتہنم نم بارانجرعہ اے اشڪـو قدرے سڪوت می خواهدبا مرهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط