Girl of the mansion

Girl of the mansion
Part³⁶

ات ویو
تهیونگ رفتارش عجیب شده بود
می خواستم برم که میز کارش رو دیدم
دیدم لپتاپش روشنه و چند تا سند روی میزه
رفتم به سمت لپتاپ و لپتاپ رو خاموش کردم و سندارو مرتب میکردم
&هی دختر داری چیکار میکنی؟
=دیگه اجازه نداری شب موقع خواب کار کنی
&جانم؟
=همین که شنیدی
&خیلی ببخشیدا ولی اینجا خونه منه و من اینجا قانون تعیین میکنم
تهیونگ ویو
از کار ات خندم گرفت
=ولی خب به هرحال اگه ببینم داری شب کار میکنی قانون های خونه رو زیر پا میزارم
&عجبببب
=خب بخواب من رفتم
&شب بخیر
=شب بخیر
&راستی از فردا کلاسایی که بهت گفته بودم شروع میشه
=آها... من دیگه رفتم
ات رفت و منم دیگه سعی کردم بخوابم
(یه هفته بعد)
زخمم تقریبا خوب شده بود ولی ات هر شب واسه ضد عفونی کردن زخمم میومد و امشبم مثل هرشب اومده بود
=خب دیگه لپتاپت رو جمع کن که من امشب خیلی خوابم میادا می خوام هر چه زودتر بخوابم
صورتم رو که به سمتش چرخوندم تو شوک رفتم
ات یه شرتک کوتاه با یه پیراهن دکمه ای ساتن که یقه‌ش خیلی باز بود تنش بود
خدا به ات رحم کنه که من اگه زیادی هور.نی بشم دیگه نمیشه کنترلم کرد
مثل همیشه لباسم رو در آوردم و نشستم رو تخت تا ات کارش رو انجام بده
ات کارش انجام می‌ داد و تهیونگ کوچولو هم کم کم داشت بیدار میشد
هو.رنی شده بودم اونم بیشتر از همیشه
دیگه نتونستم تحمل کنم و پنبه ای ات باهاش زخمم رو ضد عفونی میکرد و پرت کردم یه گوشه و ات رو انداختم رو تخت و روش خی.مه زدم
ات ویو
من داشتم زخم تهیونگ رو ضد عفونی می کردم که یهو تهیونگ زد به سرش
=هی هی هی داری چیکار میکنی
&لعنتی...دیگه نمی تونم تحمل کنم، ات ببخشید
=نه نه باب...
تهیونگ جلوی دهنم رو گرفت
&امشب دیگه بابات نیستم، دد.یتم
=نه تروخدا اینکار رو نک...
تهیونگ نذاشت حرفم دو کامل کنم و ل.بش رو گذاشت رو ل.بم و به طرز وحشیا.نه ای مک میزد
منم داشتم تقلا میکردم و با دوتا دستام محکم میزدم از پشتش که ته دستام رو گرفت و با یه دستش بالای سرم قفل کرد
از لب.ام دست کشید و رفت سمت گردنم و کی.س مارک های درد.ناکی به جا میذاشت
=ولم کن روانی(داد)
تهیونگ دست از گردنم برداشت و باهام چشم تو چشم شد
&فعلا که همین روانی می خواد به فا.کت بده و تو هیچکاری از دستت بر نمیاد
یکم مکث کرد
&‌..‌. بیبی گرل خودمی
دستام رو ول کرد و دکمه هام‌ رو یکی یکی باز میکرد و منم از فرصت استفاده کردم و از زیرش در رفتم و دویدم به سمت در اتاق که تهیونگ اومد و من رو از کمر گرفت و بلندم کرد
&امشب نمیتونی از دستم قسر در بری دختر کوچولو... کاری نکن که همینجا روی زمین انجامش بدما
=ولم کن حرومزاده عوضیییی(داد)
&هیششش زیادی تکون بخوری قول نمیدم ارفاقی توی کارم به خرج بدم
=ولم کننننن(داد)
دیدگاه ها (۳)

🚓𝕣𝕦𝕥𝕙𝕝𝕖𝕤𝕤 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣🚔𝕡𝕒𝕣𝕥¹⁶میران ویوبا تهیونگ رفتم تو حی...

Girl of the mansionPart³⁷ات ویوتهیونگ منو انداخت رو تخت و لب...

🚓𝕣𝕦𝕥𝕙𝕝𝕖𝕤𝕤 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣🚔𝕡𝕒𝕣𝕥¹⁵میران ویو^یعنی چییی؟=ببین این...

Girl of the mansionPart ³⁵تهیونگ ویو &بریم ناهار بخوریم؟=بری...

وحشی پارت 20 +۱۸تهیونگ: باش فقط به خاطر توات: مرسی بیا اول ل...

وحشی پارت 13+۱۸دوباره ماشینو روشن کرد وراه افتادنتهیونگ: ولی...

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط