ای لذت پروانگی در پیله

ای لذت پروانگی در پیله

تنهاییم

ای بانی هر چه غزل در ساعت شیداییم

ای با دل من مهربان،با روح من درد آشنا

ای عشق بی پروای من با طعمی از رسواییم

بارانی چشم توام،درگیر احساس منی

من مانده ام در این قمار با این دل سوداییم

آمیزه ای از عشقی و احساس و نجوا و

جنون
وای از من و این عشق و این احساس بی

پرواییم
وای از نگاهی که مرا تا ناکجاها می برد

وقت تماشای تو و آن فرصت رویاییم

آغوش بگشا لحظه ای من ساحلی لب تشنه ام
سیراب کن جان مرا آه ای پری دریاییم

#F

@,,,,D
دیدگاه ها (۹)

#یاد-بگیریم-سریع-قضاوت-نکنیمامروز سوار یه #تاکسی شدمصد متر ج...

#ایینه آن چشمـــان شهلا را نمـــے فهمدوقتے که معناے #تماشا ر...

وقتے “‘خـدا ” بخواهدبزرگـے آدمے را اندازه بگیرد!بہ جاے "قــد...

#تلنگرمی‌دانی، بدبختی‌مان از آن‌جایی شروع شد که یاد گرفتیم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط