پدرم رفت

پدرم رفت
زمانی که هوا سرد و زمستانی بود
پدرم رفت
زمانی که دلش غرق پریشانی بود
#شهزاد
دیدگاه ها (۸)

بی خویشتن خویشم وگریان در پی خویشزخمی شده ی خویشم رسوا ز دل ...

چه روزگاریکه نم ابر خیال در گلوگیر ترین غُصه ی بغضحق حق حادث...

از خودم دورم و بی خود ز خودمویرانه و آباد و پریشان ز خودمای ...

فرصتی نیست زندگی کوتاه است کاش لبخند درون واژه ها جا می شد...

تُو خلیج فارس ایران یه جزیره غرقِ نورهیه جزیرهٔ قشنگه که دل...

منو برگردونید زمانی که نه تنها بهش هیت میدادم بلکه بخاطر نار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط