وقتی میخوادت
وقتی میخوادت....
تک پارتی
ویو تهیونگ
من و ات ۱ ساله ازدواج کردیم و عاشق همیم اما باهم رابطه نداشتیم چون ات لجبازی میکرد برای همین تصمیم گرفتم یه کاری کنم ، امروز طبقه معمول هردومون میرفتیم سر کار و منشیه من بود ، کلِ روز رو حواصم بود که چیزی نخوره و گرسنه بمونه البته دروغ چرا خودمم گرسنم بود
۱:۰۰ نصفه شب
ویو ات
وایییی بلخره داریم میریم عمارت خیلی گرسنم بود
تهیونگ: ات گرسنته؟
ات: معلومه که گرسنمه
تهیونگ: ( در عمارتو باز کرد) اول شما برو بانو
ات: اوووووووووو این همه غذا رو تو درست کردی ؟؟؟( ذوق)
تهیونگ: اوهوم
ات: مرسییی...واییییی عاشقتممممم ته ته
تهیونگ: منم ( خنده)
نشستن روی میز و داشتن غذا میخوردن
تهیونگ: خوش مزست؟؟
ات: اوهوم
تهیونگ: وایسا برات آب بیارم تو قلوت گیر نکنه
ات: هومممم باشه( خنده)
ویو تهیونگ
رفتم توی آشپزخونه چندتا قرصه تحریک کننده ریختم توی آب و بهش دادم کامل خوردش، نقشم جواب داد اخجونننننن، نشستم و داشتم بقیه غذامو میخوردم که ات معلوم بود تحریک شده
تهیونگ: چیزی شده عشقم؟؟؟
ات: خ...خ.. خیلی گرممه...داغ کردم
تهیونگ: هومممم
ویو تهیونگ
شروع کردم به ادامه دادن غذام که ات نشست روی پاهام
ات: د...د...ددی میخوامت
تهیونگ: مطمئنی؟؟!
ات:.....
تهیونگ: سکوت علامته رضایته
( اسمات توی کامنت)
به خاطر دیر امدنم معذرت میخوام ولی به جاش این فیکو براتون نوشتم
تک پارتی
ویو تهیونگ
من و ات ۱ ساله ازدواج کردیم و عاشق همیم اما باهم رابطه نداشتیم چون ات لجبازی میکرد برای همین تصمیم گرفتم یه کاری کنم ، امروز طبقه معمول هردومون میرفتیم سر کار و منشیه من بود ، کلِ روز رو حواصم بود که چیزی نخوره و گرسنه بمونه البته دروغ چرا خودمم گرسنم بود
۱:۰۰ نصفه شب
ویو ات
وایییی بلخره داریم میریم عمارت خیلی گرسنم بود
تهیونگ: ات گرسنته؟
ات: معلومه که گرسنمه
تهیونگ: ( در عمارتو باز کرد) اول شما برو بانو
ات: اوووووووووو این همه غذا رو تو درست کردی ؟؟؟( ذوق)
تهیونگ: اوهوم
ات: مرسییی...واییییی عاشقتممممم ته ته
تهیونگ: منم ( خنده)
نشستن روی میز و داشتن غذا میخوردن
تهیونگ: خوش مزست؟؟
ات: اوهوم
تهیونگ: وایسا برات آب بیارم تو قلوت گیر نکنه
ات: هومممم باشه( خنده)
ویو تهیونگ
رفتم توی آشپزخونه چندتا قرصه تحریک کننده ریختم توی آب و بهش دادم کامل خوردش، نقشم جواب داد اخجونننننن، نشستم و داشتم بقیه غذامو میخوردم که ات معلوم بود تحریک شده
تهیونگ: چیزی شده عشقم؟؟؟
ات: خ...خ.. خیلی گرممه...داغ کردم
تهیونگ: هومممم
ویو تهیونگ
شروع کردم به ادامه دادن غذام که ات نشست روی پاهام
ات: د...د...ددی میخوامت
تهیونگ: مطمئنی؟؟!
ات:.....
تهیونگ: سکوت علامته رضایته
( اسمات توی کامنت)
به خاطر دیر امدنم معذرت میخوام ولی به جاش این فیکو براتون نوشتم
- ۱۰.۸k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط