مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 23





اسلاید اول. لباس ا/ت برای عملیات
اسلاید دوم. لباس سوریا برای عملیات
اسلاید سوم. لباس تهیونگ برای عملیات
اسلاید چهارم. لباس جونگ کوک برای عملیات




بادیگارد. اربابب.... (تعظیم کرد
تهیونگ. چیشده؟(سرد و جدی
بادیگارد. اقای هان افراد رو اماده کردن ونا منتظر شما هستن تا بیاین و دستور بدین
تهیونگ. خوبه الان میام (سرد و جدی
بادیگارد. چشم با اجازتون..(تعظیم کرد و رفت
تهیونگ. هعیی تو برو پیش اجوما و لباستو عوض کن و بیا تو حیاط (سرد و جدی
سوریا. بله (تعظیم کرد و رفت

چند مین بعد

( ادمین. سوریا لباسشو عوض کردو ومد تو حیاط و یک راست رفت پیش ا/ت و کنارش ایستاد و اروم دستشو گرفت و یه لبخند کم رنگی زد و ا/ت هم به خاطر سالم بودن سوریا خوشحال شد و دست سوریا رو محکم گرفت و لبخن کم رنگی زد بعد از چند لحظه تهیونگ و جونگ کوک ومدن و سوار ماشین شدن و بقیه افراد سوار ون شدن و به سمت کره جنوبی حرکت کردند.....

ویو داخل ماشین

ا/ت. سوریا خوبی؟ اخه چرا ون کار رو کردی اگه چیزیت میشد من چیکار میکردم؟
سوریا. خوبم نگران من نباش من اینکار رو کردم چون نمیتونستم تنهات بزارم وسط این هم شلقوز که معلوم نیست چیکارن
ا/ت. یعنی فقط به خاطر اینکه من بین اینا تنها میموندم این کار رو کردی؟
سوریا. خوب راستش نه فقط این نیست
ا/ت. پس چی؟
سوریا. خوبب من تا حالا هیچ دوستی نداشتم و تو اولین دوست منی و به خاطر همین نمیخاستم لز دستت بدم و دوباره تنها بشم خوی میشه گفت فقط به خاطر تو نبوده به خاطر خودمم بوده
ا/ت. یعنی تو تا حالا هیچ دوستی نداشتی؟ آخه چرا؟
سوریا. به خاطر موقعیت شغلی پدرم
ا/ت. مگه بابات چیکارس؟
سوریا. بابام وزیر امور خارجه کره جنوبی هست ( اروم تو گوش ا/ت
ا/ت. چییییییییی؟ (بلند
سوریا. هیسسس اروم تر
ا/ت. اگه پدرت همچنین شخصیه چرا همچین کاری کردی و خودتو انداخت دسط معرکه؟
سوریا گفتم که چون همیشه تنها بود هیچ کسیو نداشتم بعدم من که نمیدوستم همچین چیزی میشه ونی که گفت کاری میکنم که کلی دوست و رفیق داشتی باشی بهم نگفت قراره بفروشنم به عربا و یکی از چندین زن عربا بشم و دوستام قراره ونا باشن
ا/ت. وو واقعا متاسفم من همیشه پیشت میمونم ما تا همیشه باهم دوست میمونیم بهت قول میدم (لبخند مهربون
سوریا. ممنونم ( لبخند مهربون

چند ساعت بعد ونا به کره جنوبی رسیدن و به سمت انبار رفتن و همه اسلحه هاشونو آماده کردن و اماده عملیات شدن.......




ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

Forest VampirePart 12ناظم. نه لطفا یه کاری بکنید ما چی جواب ...

Forest VampirePart 13ویو ا /ت. لباساشون خیلی عجیب بود صورت ...

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 22ویو جونگ کوک. نشستم کنار تخ...

Forest VampirePart 111 روز بعدناظم. بچه‌ها لطفا از چادر هاتو...

عشق مافیا

وقتی عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط