پارت شیش

پارت شیش


+از رو مبل بلند شده بودم و رفتم طرف میزش تا طرحم رو برای آخرین بار ببینم و همون لحظه نفهمیدمچیشد که دوتا دستام به میز چسبیدن و من پشتم به میز شد و جونکوک روبه روم بود و دستاشو روی دستام گذاشته بود تا نتونم اونو هل بدم خیلی نزدیکم بود میتونستم بوی الکلی که خورده بودو حس کنم+ا...ا..آقای جئون خیلی نزدیک هستین
_چرا مگه چی میشه اذیت میشی یوری
+بله آقای جئون
_خب مهم نیست
نزدیکتر رفتم و تقریبا لب هامون رو هم حس میشد
+دستمو بزور آزاد کردم و با نوک انگشتم به سینه اش فشار آوردم و کمی خودم رفتم عقب اما به کمرم فشار می اومد و گفتم فاصلتون حفظ کنید
و کم مونده بود که روی میز بشینم
_اگه فاصلمو حفظ نکنم چی
...+
_یوری بلند کردمو روی میز نشوندم و گفتم باید فکر اینجارو میکردی
+ا...ا...ا...اقای جئ...ئون
_چیه
+من امروز کار دارم باید برم خونه
_بهونه ی دیگه ای نداری ( نیشخند زدم)
+بهونه نیس...(.یهو دیدم که لب هام بستم شده بود با لب هاش)
تعجب کرده بودمو و مقاومت کردم و اونو هل میدادم عقب اما اون دستمو گرفتم هردوتاشونو و برد پایین و چسبوند به میزو خودشم دستاشو گذاشت روشون و منو محکم تر می‌بوسید
_چرا همراهی نمیکنی کوچولو
+دیوونه اشغال
_آره دیوونه ام دیوونه ترم میشم
+بس کن حرومزاده عوضی.
_از لب های به این شیرینی این حرفای تلخ بیرون میاد حواست باشه لباتو تلخ نکنه من میخوامش
+عوضی حرف دهنتو بفهم ولم کن بزار برم.
_دیگه راه فراری نداری خانم کوچولو
+اینقدر بهم نگو خانم کوچولو بس کننننن
_خانم کوچولو چی میشه من خوشم میاد باید به حرف بزرگترت گوش کنی کوچولو وگرنه بد میشه گفتم بهت
+هیچوقت نباید باتو قرارداد می‌بستم اشغال
_چرا خوب شد که
.....+
_الان دیگه حرفی نداری نه
+به پلیس ازت شکایت میکنم
_خنده ی بلندی ‌کردم و گفتم شکایت کن همه ی اونا برای من کار میکنن
تازه هروقت تونستی از دست من فرار کنی اونوقت البته هیچوقت نمیتونی
+آب. گلومو سخت قورت دادم و گفتم تو یه عوضی به تمام معنایی
_باشه هرچی تو میگی ولی بدون تنبیه بدی داری
+خفه شو اشغال خفه شو (بغض گلومو گرفته بود و اشکام تو چشام جمع شده بود)
_دختر کوچولوی من گریه نکنا نمیتونم گریتو ببینم
+خفه شو من برای تو نیستم
_همین کارات باعث شد بیشتر ازت خوشم بیاد کوچولو
....+
_بلندش کردم و روی شونم انداختمش و وسایلمو برداشتم و رفتم سمت ماشین و به اعتراضات اون اهمیت نمی‌دادم
+بس کن منو بزار زمین اشغالللل
_ششش ساکت باش بقیه رو اذیت میکنی
+خفه شو عوضی
_آروم باش وگرنه باهات خوب تا نمیکنم
آروم گذاشتمش رو صندلی و قفل کودکو زدم وسوار ماشین شدم و روشنش کردم و رفتم سمت عمارتی که خارج از شهر بود
+کجا داری منو میبری ها
_یه جایی که نتونی فرار کنی و فقط مال خودم میشی اونجا
+خفه شو من مال تو نیستم و نخواهم شد
_می‌بینیم من صبرم زیاد نیست اما برای تو یکی شاید بشه
+چون میدونستم اعتراضاتم فایده نداره سکوت کردم و اشک از چشمام می‌ریخت
_گریه نکن رو مخمه
+میخوای برات بخندم واقعا که عجب آدمی هستی تو بدترین کسی که تو عمرم دیدم
_واقعا همه از من تعریف میکنن و بقیه دخترا میان پیشم تا من قبولشون کنم اما تو واقعا فرق داری و خندیدم
+چون اونام مثل تو احمقن
_بیشتر از این منو عصبی نکن‌دختر کوچولو
+اگه عصبانیت کنم چی میشه ها؟
_نمیخوام فعلا ببینی
+چرا من که همه ی اخلاقای گند تورو دیدم تو یه هفته چرا این یکیو نبینم
_کوچولوی لجباز
......+.


ادامه پارت بعد.✨
دیدگاه ها (۲)

پارت هفت_بعداز چند دقیقه ای رسیدیم به عمارت و ماشینو تو حیاط...

پارت هشتچشمامو باز کردم و دیدم اجوما رو به روم وایستاده و دس...

پارت پنجخواستم برم که دیدم مچ دستم کشیده شد و من با سر خوردم...

پارت چهار+س...سلام☺️_سلام خانم یوری....+_بفرما بشین +توی دست...

رمان؟عشق مثلثیپارت:2(تابع قوانین ویسگون) ا/ت:بله..حتما... *س...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط