حافظ هم اینجوری روضه میخونه...

حافظ هم اینجوری روضه میخونه...
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
دیدگاه ها (۱)

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ که انجا سرها بریده بینی بی جرم و...

رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کسگویی ولی شناسان رفتند از این و...

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا ........سرها بریده بینی بی...

رندان تشنه لب را، آبی نمی‌دهد کس، گویی ولی‌شناسان رفتند از ا...

در زلف چون کمندش،ای دل مپیچ کانجا؛سرها بریده بین؛بی جرم‌و‌بی...

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا ........سرها بریده بینی بی...

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کسگویی ولی‌شناسان رفتند از این ...

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بی جرم و بی...

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بی جرم و بی...

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بی جرم و بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط