می روم خسته و افسرده و زار

می روم خسته و افسرده و زار
     سوی منزلگه ویرانه ی خویش

     به خدا می برم از شهر شما
     دل شوریده و دیوانه ی خویش
دیدگاه ها (۱)

تا شب نشدهخورشید را لا به لای موهایت می گذارم وعاشقت می شومف...

مڹ ڪہ شاعر نیستم در وصفــــ او غوغا ڪنموَان یڪادش ...

فریاد از آن نرگس مستانه که هرگاه ؛رفـتم کـه خـبر یابم از او ...

عکسها..........تنها پنجره هایی هستندکهزمان و همه ی دنیای آنس...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط