دیروز رفتم پول بریزم تو حساب بانک که کنار رییس بانک یه زن

دیروز رفتم پول بریزم تو حساب بانک که کنار رییس بانک یه زن و شوهر که معلوم بود تازه ازدواج کرده بودن و داشتن تقاضای وام ازدواج میکردن که رییس هم داشت واسشون طومار ردیف میکرد که اینو بیارین و فلان و بهمان.....منم رفتم پیش رییسه گفتم واسه دله دزدیهای خودتون هم همینطور وثیقه و سند و مدرک میخاید مثل شعبده باز شب ملت میخابن صبح بیدار میشن میبینن خزانه خالی شده....اقا داشت از عصبانیت میترکید و سرخ شد ....گفت برو بیرون از بانک منم گفتم میدونی چرا اینطور عصبانی شدی چون حرفم حق بود و همیشه حرف حقه که باعث چنین خشمی میشه.....و از بانک زدم بیرون...و همونطور که اومدم بیرون از پشت شیشه دیدم که صورتش قرمز شده و داره از ناراحتی میترکه..
دیدگاه ها (۱۹)

مشکل مالي داشتم رفتم بانک وام بگيرم بعد از احوال پرسي يکي از...

❤طنز اکسویی❤چانیول:هی سهون تو که کنار تختت پریز برق داری.......

يك جا نوشته بود: فندك يادگاري رفيقم سيگاريم كرد. . . . . سوا...

😱 الان فهمیدم چرا پروازای ایرانو بستن@moje_biseshish | موج ۲...

#انرژی_مثبت #کلیپ_طنز #کلیپ_باحال #سوژه_شادی #کلیپ_رقص #حس_خ...

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

😂😂😂😂😂😂😂#انرژی_مثبت #کلیپ_طنز #کلیپ_باحال #سوژه_شادی #کلیپ_رق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط