« قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت »

« قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت »
این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بود
قرار بود مثلاً دلخوریِ مان تا ابد کِش بیاید
اما با یک «ببخشید» سر و تهِ قضیه هم می آمد و دوباره مشغولِ بازی می شدیم
انگار هم نه انگار ، که قهر کرده بودیم !
بچگی ها ، در همین سادگی اش قشنگ بود .
امان از این بزرگ شدن ...
امان از این قهر هایِ بی صدایِ طولانی !
حالا قهرِ مان را جار نمی زنیم ،
خیرِ سرِمان مثلاً متمدن شده ایم ...
خیلی بی صدا می رویم
اما برای همیشه ...
اما بدونِ بازگشت ‌‌...
دلمان هم خوش است که بزرگ شده ایم !
دیدگاه ها (۲)

یک بار است زندگانی... یک بار!همان یک بار که نسیم صبح را ...ب...

‏بدترین نوع خودکشی فقد...دوست داشتن ادمی ک اصلا حواسش بت نیس...

کاش برایِ دوست داشتنمان دنبالِ بهانه هایِ موجه نمی گشتیم ،دن...

گفتمش بی من مرومن بی توویران میشومگفت از ویرانی ات سـر در گ...

​ما وارثانِ انتظار بودیم. نسلی که به ما یاد دادند فردا روزِ ...

​ما وارثانِ انتظار بودیم. نسلی که به ما یاد دادند فردا روزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط