پابه پای غم من پیر شد و حرف نزد

پابه پای غم من پیر شد و حرف نزد
داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد …

غصه میخورد که من حال خرابی دارم
از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی،
مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد …

محمد شیخی
دیدگاه ها (۱)

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

اوچیها شیسویی

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

چندپارتی تهیونگ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

P : 9

پابه پای غم من پیر شد و حرف نزدداغ دید از من و تبخیر شد و حر...

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزدداغ دیـد از من و تبخـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط