گاهی که کامم تَلخ باشَد از زندگی و اَدا و اَطوارَش ؛

گاهی که کامم تَلخ باشَد از زندگی و اَدا و اَطوارَش ؛
میرَوَم سراغِ گنجه کنج خانه ام ؛
دست می کِشَم روی تن چوبیش ؛
روی گل های نارنجی ای که خیلی دوستشان دارم .
حس خوشی ریز ریز مینشیند به جانَم .
قفلش را دوست دارم ،
از آن زنجیری هاست که قَدیم ها بود ؛
همان ها که در چوبی مهمانخانه‌ی خانه‌ی مادربزرگ داشت .
زنجیر را از زُلفی اش بیرون می کشم ،
درهای چوبی خوش بویش باز می شوند و عطر چوب و رنگ ، مشامم را پر می کند .
عطری که هیچ وقت برایم تکراری نمیشود ،
چشمم‌ به گلسرخی های قشَنگم‌ می اُفتد ؛
یک لبخند کم جان می آید می نشیند کنج لب هایی که با رُژ قرمز رنگشان زده ام ...
فکر می کنَم چقدر خوب است تمامِشان عَطری از قدیم با خود دارند .
چقدر خوب که پُر از خاطِره اند ...
مثلا همین قَندان دو دسته ی دلبر که همه ی مادربزرگ ها لااقَل یکدانه توی گنجه ی قَدیمی شان داشتند
تا همیشه بنشانندش کنار سینی چایی شان و تویش را پر کنند از نقل های گلاب و هل و بهارنارنج ...
کمی دیگر نگاهاشان می کنم ، دستی بر سر و رویِشان میکشم و روبِراه میشوم .
به همین سادگی ، می دانی؟
ظرفها هم با خاطراتشان خواستنی ترند مثل آدم ها ...

👤مریم اختراعی

#کنج_دنج
دیدگاه ها (۰)

شهرام گراوندی

26:Amityville Horror House خانه‌ی ترسناک امیتویل چه خبرشده...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۲۰. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۹. خد...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

⊹ ˚ྀི̣̣̣︶˚ྀི̣̣̣︶˚̣̣̣ 𓏴 ˚ྀི̣̣̣︶˚ྀི̣̣̣︶˚̣̣̣ ⊹بآنᩘຼ᮫و پامᩘຼ᮫لا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

شبهای ما🫡🫡

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۲۰. خد...

به هیچکی..#explore #اکسپلور #زندگی#جامعه# مردم#کلیپ#ویدیو#وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط