از این که عشق ناب منی عشق می کنم
از این که عشق ناب منی عشق می کنم
طعنه به هر چه عشق زنی عشق می کنم
کردی ز باطنم چو سِرایت به ظاهرم
پنهان وفا کنم ، علنی عشق می کنم
وقتی« حسینُ منی ِ» پیغمبری حسین
پس من اُویسم و قرنی عشق می کنم
از دست تو هر آنچه رسد ناز شست تو
حتی در آتشم فکنی عشق می کنم
تا دیدمت در آینه بندان هزار بار
آئینه یِ دلم شکنی عشق می کنم
صد دفعه دستِ رد بزنی روی سینه ام
با آن صدای سینه زنی عشق می کنم
امروز بر بدن ز غمت لطمه می زنم
فردا به بیمه ی بدنی عشق می کنم
باشد سفیدیِ کفنی سهم دیگران
من با سیاه پیرُهنی عشق می کنم
مست توام نه مست رواق و ضریح تو
با تو حسین جان حسنی عشق می کنم.
طعنه به هر چه عشق زنی عشق می کنم
کردی ز باطنم چو سِرایت به ظاهرم
پنهان وفا کنم ، علنی عشق می کنم
وقتی« حسینُ منی ِ» پیغمبری حسین
پس من اُویسم و قرنی عشق می کنم
از دست تو هر آنچه رسد ناز شست تو
حتی در آتشم فکنی عشق می کنم
تا دیدمت در آینه بندان هزار بار
آئینه یِ دلم شکنی عشق می کنم
صد دفعه دستِ رد بزنی روی سینه ام
با آن صدای سینه زنی عشق می کنم
امروز بر بدن ز غمت لطمه می زنم
فردا به بیمه ی بدنی عشق می کنم
باشد سفیدیِ کفنی سهم دیگران
من با سیاه پیرُهنی عشق می کنم
مست توام نه مست رواق و ضریح تو
با تو حسین جان حسنی عشق می کنم.
- ۱.۷k
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط