پارت ۱۵۰
پارت ۱۵۰
واقعا کفریم میکنه گاهی ، چرا درکم نمیکنه چرا همش طعنه میزنه ، مگه جز دوست داشتنش چیکار کردم؟ درسته کارای خیلی بدی کردم ، اما مگه دست خودمه ؟مگه کاری از دستم بر میاد ؟ نه! من هوانگ هیونجینه بزرگ نمیتونم کنترل بیماریم رو داشته باشم مشکل من اینه!
-عصبیم نکن یونا ، خواهش میکنم ، الان نه...
+چرا الان نه ؟ مگه الان چته؟ والا توکه همیشه همینی ، همیشه عصبی هستی همیشه میخوای ادمو تیکه پاره کنی
-یونا میگم بس کن الان نه!
میخواست حرف دیگه ای بزنه که سوجون با چهره ای مظطرب پیشم اومد
~داداش میشه باهم حرف بزنیم
-باشه، منتظرم باش تا بیام
سری تکون داد ، با سوجون رفتیم بالا
-چته ؟ وی میخوای بگی
~توی...توی مشروبت...خب، چطوری بگم داداش...چیز خورت کردن
-یعنی چی عین ادم حرف بزن...
~توی مشروبت مواد بوده...
واقعا کفریم میکنه گاهی ، چرا درکم نمیکنه چرا همش طعنه میزنه ، مگه جز دوست داشتنش چیکار کردم؟ درسته کارای خیلی بدی کردم ، اما مگه دست خودمه ؟مگه کاری از دستم بر میاد ؟ نه! من هوانگ هیونجینه بزرگ نمیتونم کنترل بیماریم رو داشته باشم مشکل من اینه!
-عصبیم نکن یونا ، خواهش میکنم ، الان نه...
+چرا الان نه ؟ مگه الان چته؟ والا توکه همیشه همینی ، همیشه عصبی هستی همیشه میخوای ادمو تیکه پاره کنی
-یونا میگم بس کن الان نه!
میخواست حرف دیگه ای بزنه که سوجون با چهره ای مظطرب پیشم اومد
~داداش میشه باهم حرف بزنیم
-باشه، منتظرم باش تا بیام
سری تکون داد ، با سوجون رفتیم بالا
-چته ؟ وی میخوای بگی
~توی...توی مشروبت...خب، چطوری بگم داداش...چیز خورت کردن
-یعنی چی عین ادم حرف بزن...
~توی مشروبت مواد بوده...
- ۷.۸k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط