شبی در عالم مستی نشستم گریه ها کردم 

شبی در عالم مستی نشستم گریه ها کردم 

برای این دل خسته شبی تاصبح دعاکردم 

دعاکردم که مهرت برود از دل 

ولی آهسته میگفتم 

خدایا اشتباه  کردم
دیدگاه ها (۴)

شعرهای آخرم را جور دیگر گفته‌امبا غم واندوه تو، با قلب پرپر ...

اصرار نکن...ما شدنِ ما شدنی نیستتردید نکن...این گره ها وا شد...

ﺗـــــــــــــــــﻮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽﻛﻪ ﺭﻭﺯﮔـــــــــــــــــﺎﺭﺩﺭﯾـ...

آه ای برف! ، بگو از شبِ دلبر چه خبرخبرت هست؟ ، اگر نیست چرا ...

+جونگکوک میخوام باهات حرف بزنم_اوم بگو و برو حوصلتو ندارمهمی...

وقتی با هم دعوا میکنید...pآخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط