عاشق چشمانت نبودن کار آسانی که نیست

عاشق چشمانت نبودن کار آسانی که نیست
جنبه میخواهد، ولی این درد درمانی که نیست
میتوانم جان دهم در راه چشمانت ولی
در رهت قبلا فنا گشتم،دگر جانی که نیست
صد قسم دادم به چشمانت نظر بر ما کنی
در دل عاشق کشت انصاف و ایمانی که نیست
در خیالاتم برایت شعر میگفتم مدام
روی فرش قرمزی بر روی ایوانی که نیست
گفتمت با قلب ما بازی نکن،عشوه مکن
من ندانستم تورا در سینه وجدانی که نیست
چین مزن پیشانی ات دنیا ز حالم با خبر
درد درویشی دگر اسرار پنهانی که نیست.
دیدگاه ها (۵)

تو همانی که به قصر دل من سلطانیحاکم قلب منی ، خوب خودت می دا...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

گل من با که نشستی که مرا یادت رفتاز نگاهم چه سبب فرصت دیدارت...

بگذار دلم را ببرد چشم سیاهتتسخیر کند قلب مرا خیل سپاهتبگذار ...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

. مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیست جنبه میخواهد،ولی این درد ...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط