رمان:جنایت کاران
رمان:جنایت کاران
پارت:6
جیسو:حس میکنم اینو شنیدم،عا اره اسم اکس ا/ت بود،درست میگم؟
ا/ت:اگر میخوای خفت کنم ادامه بده
جیسو:ایش..
هیونجین:دوستی کیوتی دارید..خانم ا/ت همیشه از شما تعریف میکردن
جیسو:همیشه؟مگه همین امروز شروع نکردی
هیونجین:منظورم همین چند دقیقه پیش بود
جیسو:واییی..مرسی ا/ت(چشمای اکلیلی)
ا/ت:(لبخند میزنه)
جیسو:من برم،تهیونگ پیام داده که امشب میریم مهمونی،پس برم لباس بخرم
ا/ت:فکر خوبیه..برو
جیسو:(میره)
هیونجین:این همونی بود که همیشه میگفتی رو مخه؟
ا/ت:اره..خیلی رو مخمه..
هیونجین:و تهیونگ..خب نمیفهمم چی باعث شده اونو به من ترجیح بدی
ا/ت:شاید تهیونگ مافیا باشه،اما حداقل احساسات من و درک میکنه،تو هیچ وقت درک نکردی
هیونجین:میدونی،لیاقتت همون تهیونگه
ا/ت:*بهش سیلی میزنه*حق نداری اسم شوهر من و بیاری
هیونجین:باشه،از این به بعد اگر میخوای لو نری تو هم اجازه نداری دیگه به من سیلی بزنی
تهیونگ:هی ا/ت،من اومدم
ادامه دارد...
پارت:6
جیسو:حس میکنم اینو شنیدم،عا اره اسم اکس ا/ت بود،درست میگم؟
ا/ت:اگر میخوای خفت کنم ادامه بده
جیسو:ایش..
هیونجین:دوستی کیوتی دارید..خانم ا/ت همیشه از شما تعریف میکردن
جیسو:همیشه؟مگه همین امروز شروع نکردی
هیونجین:منظورم همین چند دقیقه پیش بود
جیسو:واییی..مرسی ا/ت(چشمای اکلیلی)
ا/ت:(لبخند میزنه)
جیسو:من برم،تهیونگ پیام داده که امشب میریم مهمونی،پس برم لباس بخرم
ا/ت:فکر خوبیه..برو
جیسو:(میره)
هیونجین:این همونی بود که همیشه میگفتی رو مخه؟
ا/ت:اره..خیلی رو مخمه..
هیونجین:و تهیونگ..خب نمیفهمم چی باعث شده اونو به من ترجیح بدی
ا/ت:شاید تهیونگ مافیا باشه،اما حداقل احساسات من و درک میکنه،تو هیچ وقت درک نکردی
هیونجین:میدونی،لیاقتت همون تهیونگه
ا/ت:*بهش سیلی میزنه*حق نداری اسم شوهر من و بیاری
هیونجین:باشه،از این به بعد اگر میخوای لو نری تو هم اجازه نداری دیگه به من سیلی بزنی
تهیونگ:هی ا/ت،من اومدم
ادامه دارد...
- ۱۰.۹k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط