خیلی چیزها به اختیار آدم نیست زندگی خوابهای گذشته است

خیلی چیزها به اختیارِ آدم نیست، زندگی خواب‌های گذشته است که تعبیر می‌شود. زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی‌ست که هرگز عمرمان به آن نمی‌رسد. زندگی، آغازِ ماجراست. می‌خواستم فکرم را جمع کنم و یک بار گذشته‌ام را یا آینده‌ام را مرور کنم. می‌دانستم که آدمی وقتی راه می‌رود یک پا پس است و یک پا پیش، وقتی که ایستاده انگار مثلِ پروانه در جعبه آینه‌ای به دیوار دوخته شده است. اما گیج شده بودم ... نمی‌دانستم به گذشته برگردم یا به آینده فکر کنم !
دیدگاه ها (۶)

میشه به درد غلبه کرد، ی بار مارتین دندون درد داشت اتو رو زد ...

به خاطر قضاوت هایی که کردی در موردم ممنونم!به خاطر وقت هایی ...

من یاد گرفته ام که هیچ فرقی نمی کند چه قدر خوب و وفادار باشم...

ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻝﻫﺎ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯ عشق، مَست؛مُرده ﺩل،ﮐِﯽ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺁﺭﺩ به ﺩﺳﺖ...

پارت سیزدهم -شاهدخت-

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

پارت ششم -گذشته-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط